July 14, 2007

واقعا شكر!



ما همه از الست همدستیم
عاقبت شکر بازپیوستیم
ما همه همدلیم و همراهیم
جمله از یک شراب سرمستیم
ما ز کونین عشق بگزیدیم
جز که آن عشق هیچ نپرستیم
چند تلخی کشید جان ز فراق
عاقبت از فراق وارستیم
آفتابی درآمد از روزن
کرد ما را بلند اگر پستیم
آفتابا مکش ز ما دامن
نی که بر دامن تو بنشستیم
از شعاع تو است اگر لعلیم
از تو هستیم ما اگر هستیم
پیش تو ذره وار رقصانیم
از هوای تو بند بشکستیم


June 24, 2007

حس بدبختي

I bought chocolate.
I rented a house.
I lit 666 candles.
I dressed up in my Gothics.
I filled the bath with water.
I burned all the photos.
I dialed the numbers.
I heard their laughs.
I died.

Chocolate all over me.
Smoke in the bathroom.
Smell of leather n wax.
White coldness on the walls.
Ashes floating on water.
Beep Beep Beep.
Boiling tears upon my freezing cheeks.
I know you are near.

May 31, 2007

حست مي كنم


Girl: Homme ou femme, c'est la même chose!
Boy: Oui, peut-être oui!"

feministic, masculinistic, ???, sadistic, !!!, realistic, ...
we keep NEEDING! each other more n more

i can smell something again!
is this u all around me?

the day's coming

May 15, 2007

فنجان سرد شوك



صبح ساعت 7:30
تنها
ساکت
اولین قطعه از آلبوم "افسانه سرزمین پدریم"
با صدای تقریبا بلند
یک وبلاگ
یک عکس
اشک و درد
خداوندا تو چگونه بدین زیبایی مرا غم آلود می کنی؟

می گفت که تو در چنگ منی
من ساختمت. چونت نزنم؟!!!

ای عجبا از این درد و عشق

درباره عکس:

آنا پورنا

خانه کوهنوردان تهران