ما به مظلومان شک می کنیم و دلمان به حال ظالمان می سوزد و همواره به فکرشان هستیم. ما مراقب دل ظالمان هستیم و همواره دل مظلومان را می شکنیم. ما سزاوار ظلم هستیم. همین دیروز بود که در جسم یکدیگر پیچیدیم تا شاید روح یکدیگر را آزاد کنیم. امیدوارم توانسته باشم مثل تو بوده باشم...
October 11, 2007
October 2, 2007
كرشمه

سعدی با حال من بازی می کند:
منم اسیر و پریشان ز یار خود محروم
غریب شهر کسان و ز دیار خود محروم
به درد و رنج فرومانده و ز دوا نومید
نشسته در غم و از غم گسار خود محروم
گزیده صحبت بی گانه گان و نااهلان
ز قوم و کشور و ایل و تبار خود محروم
ز روزگار مرا بهره نیست جز حرمان
مباد هیچ کس از روزگار خود محروم
ز آه سینه بسوزم اگر شوم نفسی
ز سیل این مژهی سیل بار خود محروم
ز هر بدی که به من می رسد بتر زان نیست
که ماندهام ز خداوندگار خود محروم
امید هست عبید آن که عاقبت نشوم
ز لطف و رحمت پروردگار خود محروم
September 22, 2007
مفت خوران

در چنین روزی عده ای باعث شدند ما سال ها از پدرم بدور باشیم. از آن عده متنفرم و بیشتر از آنانی که خود را پنهان نمودند تا جنگ تمام شود و بازگشتند و خوردند و هم چنان نیز هم.
September 11, 2007
با تو نيستم
من از آن روز که در بند تو ام آزادم
There is fiction in the space between
The lines on your page of memories
Write it down but it doesn't mean
You're not just telling stories
There is fiction in the space between
You and reality
You will do and say anything
To make your everyday life
Seem less mundane
There is fiction in the space between
You and me
There's a science fiction in the space between
You and me
A fabrication of a grand scheme
Where I am the scary monster
I eat the city and as I leave the scene
In my spaceship I am laughing
In your remembrance of your bad dream
There's no one but you standing
Leave the pity and the blame
For the ones who do not speak
You write the words to get respect and compassion
And for posterity
You write the words and make believe
There is truth in the space between
There is fiction in the space between
You and everybody
Give us all what we need
Give us one more sad sordid story
But in the fiction of the space between
Sometimes a lie is the best thing
Sometimes a lie is the best thing
July 14, 2007
واقعا شكر!
ما همه از الست همدستیم
عاقبت شکر بازپیوستیم
ما همه همدلیم و همراهیم
جمله از یک شراب سرمستیم
ما ز کونین عشق بگزیدیم
جز که آن عشق هیچ نپرستیم
چند تلخی کشید جان ز فراق
عاقبت از فراق وارستیم
آفتابی درآمد از روزن
کرد ما را بلند اگر پستیم
آفتابا مکش ز ما دامن
نی که بر دامن تو بنشستیم
از شعاع تو است اگر لعلیم
از تو هستیم ما اگر هستیم
پیش تو ذره وار رقصانیم
از هوای تو بند بشکستیم